عبد المحمد آيتى
159
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
حكم كيخاتو ، آقبوقا امير بود و از امروز به حكم بايدو من اميرم . چون آقبوقا اين پيغام بشنيد سخت بيمناك شد و لشكر به سوى طغاجار چون سيل روان شد . آقبوقا با چند تن بتاخت تا ايلخان را از واقعه آگاه كند . حسن و طايجو هم خود را از مهلكه نجات دادند و مابقى سپاه هم پراكنده شدند و كيخاتو با بيست سوار به عزم اردوى خود بازگشت . چون به موغان رسيد بطور ناشناس در خانهء اختاچيان يا مهتران نزول كرد . قنجقبال و طولاداى و ديگر اميران كه در تبريز محبوس بودند به امر طغاجار خلاص يافته به عزم غارت اردو آنجا رسيدند . چون از فرار كيخاتو خان خبر يافتند او را گرفتند [ 279 ] ايلخان از ايشان امان خواست و گفت او را به هر كارى كه برگمارند سرباز نزند ولى آنان بىادبانه جوابها گفتند . عاقبت او را به خيمهاى بردند و به زه كمان خفهاش كردند . اين واقعه در روز جمعهء هفتم جمادى الاولى به سال 694 اتفاق افتاد . مدت سلطنتش چهار سال بود .